مهوش دهقاني: مدتهاست كه كوچه هاي روستاي دريس از دست تبر و تيشه و بيل و كلنگها و مردم نيز از دست گودالها و بيآبيها و... رنج ميبرند.
هر روز با يك بهانه جديد كوچه ها كنده ميشوند و پس از گذشت چند روز و حسابي خاك خوردن مردم، پر ميشوند و باز ديري نميپايد كه بهانه جديدي ايجاد ميشود دوباره روز از نو و روزي از نو ...
و اي كاش كنده شدن كوچه ها تنها به همين ختم ميشد
اما متاسفانه همراه آن آبها هم قطع ميشوند و مردم ناگزير بايد با دبههاي آب معاش خود را بگذرانند.
اي كاش روزي هم بود بدون چاله ها...