قبلاً در مقالههایی تحت عنوان فجر انقلاب اسلامی- شکست استکبار جهانی، با استفاده از فرمایشات و ایدهها و آرمانهای بلند و درازمدت بنیانگذار جمهوری اسلامی، خمینی کبیر(ره) مطالبی عرضه شد که همه بیانگر نگاه به افقی دور دست و اهدافی بلند، متعالی و جهانی بود و نه در جا زدن و محدود شدن به سرزمین و قوم و نژاد و زبان، زیرا که انقلاب، »اسلامی«بوده و هست و نه ایرانی، نشات گرفته از مکتب اسلام بوده و نه مکتب ایرانی، عربی و ... اگر چه ملت شریف ایران شایستگی پیشتاز بودن و آغازگر بودن آن را داشته است و پرچم زیبا و پرافتخار اتحاد، اتفاق، آزادگی، استقلال، و دشمن ستیزی و اختلاف برافکنی اسلام که مزین به شعار ا... اکبر و لااله الاا... است بر دوش گرفته و بر قله رفیع عزت و شوکت در اهتزاز درآورده است و شعارهای آزادیبخش و سعادتآفرین و استکبارستیز را، که از سرچشمه زلال اسلام ناب محمدی(ص) نشآت گرفته، با همه توان، سعی، تلاش و با صدای رسا و فریادهای مرزشکن و نهیبهای دشمن هراس، از مرزهای زمینی، قومی و نژادی عبور داده و باعث بیداری و شکوفایی دیگر ملتهای مسلمانی گردیده است که امروز شاهد آنیم.
و این استمرار انقلاب اسلامی و تفکرات امام راحل(رض)
است که پس از سه دهه به تونس، مصر، بحرین، لیبی و ... رسیده است.
آری انقلاب اسلامی یک جریان است، یک رود خروشان
است، نه یک گوراب یا مرداب.
همانطور که رسالت نبی مکرم اسلام حضرت ختمی مرتبت(ص)
جهانی بوده است. مکتب آن حضرت هم یعنی مکتب اسلام که اتم و اکمل مکاتب الهی است، مکتبی
جامع و مانع، برای همه نسلها و عصرها، تا پایان زندگانی این دنیاست. و تنها پاسخی
اقناع کننده به نیازهای فطری، مادی و معنوی انسانها، در هر زمان و از هر قوم و نژاد
میباشد.
نکند در برههای که شاید بتوان گفت اوج تجلی و
تبلور این مکتب الهی است. که اذهان جهانیان را به خود جلب، و فطرتهای پاک و دلهای
دردمند انسانهای مظلوم و محروم را به خود جذب، و آنها را امید بخشیده است، دوباره
با طرح مکتبهای ملی مثل مکتب ایرانی و ... توسط افرادی بازی خورده، دینخواهی و اسلامگرایی
تودهها، به خصوص جوانان را به سمت ملیگرایی منحرف کرده و بیداری اسلامی ملتهای مسلمان
و طاغوتستیزی آنها را منفعل نمایند.
همانطور که در برههای نه چندان دور از تاریخ،
که خیزشها و مبارزات ملتهای استعمارزده و تحت اشغال علیه استعمار و نفوذ قدرتهای
چپاولگر دنیا و در راس آنها، استعمار پیر انگلستان شکل میگرفت و در پی دفع سلطهی
بیگانگان و غارتگران حیلهگر بودند، برای انحراف آن نهضتها و مبارزات ضد استعماری
که بعضاً با انگیزههای ملیگرایی هم شکل گرفته بود، با کوبیدن بیشتر بر طبل ملیگرایی
و با طرح مکاتب ملی ساخته و پرداخته خود،انقلابها و نهضتها را منحرف و عقیم نمودند
و به ظاهر از در بیرون رفتند ولی از دریچه وارد شدند و حکومت زورمدارانه و چپاولگرانه
مستقیم خود را به دست نشاندههای وابسته به خودشان سپردند، که سیاسیون آن را استعمار
نو نامیدند و از این به بعد توسط عوامل و ایادیشان به استعمار ، استثمار و استحماربه
روشی نو پرداختند و از این طریق ملتها را چپاول کردند و ملیگرایی، که انگیزه مبارزه
بود،حربهای نو برای فریب ملتها و دور زدن نهضتها شد.
و امروز در برههای بسیار حساس و کمنظیر قرار
داریم، برههای که بیداری و استکبارستیزی اسلامیان، خواب خوش را از مستکبرین و حکام
فاسد و دستنشانده گرفته است که اگر خوب مراقبت، مواظبت و هدایت شود و از طرفندهای
انحرافی مصون بماند، امید پیدایش اتحاد جماهیر اسلامی و اتحاد و اتفاق هر چه بیشتر
مسلمانان در برابر استکبار جهانی و عوامل آنها می باشد.
چنانچه رهبر معظم انقلاب(مد ظله العالی)، مراقبت
و هدایت حرکت بیداری اسلامی را به سمت اهداف عالیه، زمینهساز آینده روشن منطقه و امت
اسلامی دانستند و با اشاره به ویژگیهای جمعیتی، جغرافیایی و منابع بیکران یک و نیم
میلیارد مسلمان افزودند: وضع کنونی امت اسلامی باید متحول شود و به فضل الهی و به برکت
اسلام، این دگرگونی در آینده نه چندان دور حاصل خواهد شد.
به هر حال امروز ، روزی است که باید آمادگی لازم
را جهت تشکیل اتحادیه جماهیر اسلامی یا بین الملل اسلامی فراهم آورد و این وظیفه بر
دوش نخبگان ملت بیشتر سنگینی میکند و هر اقدامی که باعث فرصتسوزی شود خیانت است.