پایگاه خبری کازرون نیوز | kazeroonnema.ir

کد خبر: ۳۵۳۹
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۱ دی ۱۳۸۸ - ۰۷:۲۴

از اين كه وقتتان را در اختيار ما قرار داديد سپاسگزاريم. ابتدائا بفرماييد چه اقداماتي در جهت ترويج فرهنگ شهيدپژوهي  و گسترش سيره شهدا انجام داده ايد ؟

يكي از اساسي ترين و بنيادي ترين برنامه هاي بنياد شهيد بحث برنامه هاي پژوهشي و برنامه هاي ايثار و شهادت و به قول مقام عظماي رهبري ترويج فرهنگ شهيد و شهادت در جامعه هست. ضرورت اين امر بعد از جنگ براي مسئولين مشخص شد. همين امر باعث شد كه به وسيله دستورالعمل هاي متفاوت به بنياد كه يكي از اداره هايي است كه در واقع مي شود گفت كه متولي اين امر است. البته نه به عنوان اين كه فقط وظيفه بنياد است بلكه به عنوان يك نهاد يا اداره اي كه متولي امر ترويج فرهنگ شهيد و شهادت در جامعه است. بنياد شهيد از همان اوايل در مرحله اول اقدام به جمع آوري آثار به جا مانده از شهدا نمود. شهرستان كازرون يكي از شهرستان هايي است كه نه در استان فارس بلكه در كل كشور پيشرو در جنگ بود و همچنين اکثر رزمندگانش را دانش آموزان تشكيل مي دادند و مي توانم بگويم با توجه به شهدايي كه داريم يكي از شهرستانهاي جوان بوديم كه حضور مستمر در جبهه و جنگ داشتيم. به همين دليل ضرورت ايجاب مي كرد كه آثار فرهنگي اين عزيزان جمع آوري كنيم. تا الان حدود 80 درصد از كارهاي پژوهشي انجام گرفته، بانك هاي اطلاعاتي شهيد و شهادت در بنياد شهيد انجام گرفته، تمامي وصاياي شهدايي كه از خودشان وصيت نامه داشتند همه اين ها در آن بانك اطلاعاتي جمع آوري شده، تمام آثار فرهنگي اعم از نامه و زندگي نامه و خاطره شهدا به صورت لمينت درآمده و تحويل خانواده ها شده و اصل آن هم در همان بانك اطلاعاتي نگهداري شده براي نسل جوان و براي آينده كه جوانان ما بتوانند از نسلي كه همه شان جوان و محصل بودند بتوانند از اين آثار به جا مانده استفاده كنند. پژوهش هايي كه در زمينه فرهنگ شهيد و شهادت انجام گرفته از طريق پايان نامه هاي دانشجويي كه به وسيله دانشجويان انجام مي گيرد. الحمدالله تعامل خوبي با دانشگاههاي دولتي و غير دولتي در سطح شهرستان وجود دارد كه بعضي از دانشجويان كه مي خواهند پايان نامه هايشان در رابطه با شهيد و شهادت باشد، مراجعه دارند و آثار شهدا را جمع آوري مي كنند و در پايان هم به صورت يك طرح پژوهشي به دانشگاه ارائه مي دهند و در قبال اين موضوع بنياد شهيد هم در حد توان كمك هاي لازم را به دانشجويان ارائه مي دهد.

البته این کار تنها وظيفه بنياد شهيد نيست بلكه تمامي سازمان هايي كه در نظام جمهوري اسلامي هستند و از بودجه نظام استفاده مي كنند موظفند با توجه به همان وظيفه ذاتي خودشان به امر ترويج فرهنگ شهادت طلبی بپردازند كه در اين راستا خيلي از سازمان هايي كه تعامل خوبي با بنياد دارند از جمله آموزش و پرورش ناحيه مقاومت سپاه، تيپ دوم امام سجاد(ع) و پادگان آموزشي امام رضا(ع) و ديگر پايگاهها و نواحي مقاومت در اين امر بسيج شدند و مرتب با تشكيل مراسم هاي مختلف ياد و نام شهدا در جامعه زنده مي كنند.

 

همان طور كه مي­دانيد والدين مكرم شهدا در سنين بالايي زندگي مي­كنند كه هم خطر فراموشي آن­ها را تهديد مي­كند و هم اين كه احتمال فوت در آنان وجود دارد . در هم­رزمان نيز با توجه به گذشت 20 سال از پذيرش قطعنامه احتمال فراموشي خاطرات بسيار بالاست كه نكته­ي مهم و توجه بر انگيزي در بحث جمع آوري خاطرات مربوط به شهدا مي باشد . در اين راستا چه اقداماتي صورت پذيرفته است ؟

بنياد از همان سالي كه اعلام شد كارهاي پژوهشي در امر فرهنگ شهيد و شهادت انجام بگيرد اقدام به راه اندازي مراكزي نمود كه پله پله آن لوازم و امكاناتي كه لازم بود كه در اختيار آن بانك اطلاعاتي قرار بگيرد انجام گرفت از جمله يكي از طرح ها، طرح جمع آوري آثار فرهنگي شهدا بود به اين شكل انجام مي گرفت كه از پدر و مادر پیرامون خاطرات خانوادگي سوال مي شد و خاطراتي كه بعضاً در محيط خانواده از شهدا داشتند بازگو مي كردند بعضي از اين خاطرات به صورت تصويري موجود است بعضي به صورت صوتي و بعضي هم به صورت دست نوشته كه معمولاً در همان بانك اطلاعاتي كه عرض كردم تمام اين آثار وجود دارد مگر اين كه حالا بعضي از شهدا به طور كلي والدين در قيد حيات نبودند و براي بنياد اين امكان نداشت بتواند آن خاطرات را جمع آوري كند. بحث دوستان شهدا بود كه در طرح جمع آوري اعلام شهدا با موفقيت انجام گرفت

 

منطورتان از این طرح چیست ؟

يعني تمامي شهدايي كه ما در مرحله اول مي دانستيم شهداي شاخص هستند . شهداي شاخص يك سري امتيازاتي بود كه قائل شده بودند بعضاً فرماندهان گردان ها يا معاونين يا آن هايي كه در جبهه مسئوليت خاصي داشتند از آن ها شروع شد كه هم از والدين كه در قيد حيات بودند هم از دوستاني كه از زمان دانش آموزي و يا افرادی که در محيط كار با آنها سر و كار داشتند و خاطرات جمع آوري شد. يعني اين كه منحصر به والدين شهدا نبود بلکه از دوستاني كه در جبهه و جنگ با هم بودند مصاحبه هاي تصويري انجام گرفت كه همه اين ها موجود است منتهي نه براي تمامي شهدا بلكه بعضي از شهدا كه شاخص بودند اين كار انجام گرفته است.

 

براي چه تعداد از شهدا اين كار صورت گرفته؟

شهداي شاخص ما چيزي در حدود 50 نفر مي باشد كه همه اين شهدا اين آثاري كه عرض كردم برايشان جمع آوري شده و در بانك اطلاعاتي ما موجود است. بقيه شهدا اين نبود كه فراموش بشوند، نه. حتي شهدايي بودند كه وصيت نامه نداشتند يا با توجه به سن وسال كمي كه داشتند خيلي از خودشان آثار فرهنگي به جا نگذاشته بودند حالا حضور كمشان در جبهه خوب باعث مي شد كه زود شهيد بشوند و ديگر آثاري از خودشان به جا نگذارند باز هم براي اين گونه شهدا، بنياد برنامه ريزي خاصي انجام داد كه توسط همكلاسي ها احياناً بچه هايي كه در جبهه با آن ها بودند از اينها خاطرات و آن چيزهايي كه لازم بود در رابطه با شهدا در آن بانك جمع آوري بشود، آن اطلاعات گرفته شد و همه شهدا در اين بانك اطلاعاتي پرونده اي به نام پرونده آثار فرهنگي دارند حتي همان يك عدد عكس . بعضي از اين عزيزان با توجه به اين كه هيچ آثار فرهنگي نداشتند ولي آن مراحل تحصيلي از ابتدايي تا دبيرستان كارنامه هاي تحصيلي بود احياناً دست نوشته هايي بود كه به صورت ورقه هاي امتحاني يا انشا روي پرونده هاي تحصيلي شان در مدارس ثبت و ضبط شده بود ما از آن مدارس اين پرونده ها را گرفتيم و در بنياد شهيد به عنوان آثار فرهنگي شهيد استفاده مي كنيم. يعني به طور كلي شهيدي نيست كه آثاري روي پرونده اش نباشد، مگر اين كه شهيدي بوده كه از جاي ديگر آمده كه ما نتوانستيم دسترسي به آثارش پيدا كنيم.

 

كم و كيف بانك اطلاعاتي كه فرموديد به چه نحو است؟ طبقه بندي آن فقط مختص پرونده هاي فرهنگي است؟ نوع آثار به چه صورت هايي مي باشد؟

اين بانك اطلاعاتي در بخشي از بنياد كه زير مجموعه معاونت فرهنگي است به نام پژوهش و تبليغات قرار دارد. يك بخش مستقلي كه وظيفه اش اين است كه در رابطه با ترويج فرهنگ شهيد و شهادت يا جمع آوري آثار اين عزيزان يا برگزاري مراسم يا يادواره هاي شهدا فعاليت كند. اين بانك اطلاعاتي يا به طور كلي تر مركز اسناد شهدا كه مركز اصلي اش در تهران است. سايتي هست كه فقط بنياد شهيد هاي كل كشور مي توانند به آن دسترسي داشته باشند. يعني ما اين جا آن وسائلي را كه از خانواده تحويل مي گيريم اصلش را بر مي گردانيم

 

به خانواده ها؟

بله اصلش را به خانواده ها بر مي گردانيم و به صورت جزوه اي در مي آوريم كه آن جزوه با همان كپي هاي رنگي كه گرفته مي شود براي بانك اطلاعاتي كه در تهران هست مي فرستيم علاوه بر اين كه به خانواده، اصلش را مي دهيم يك نسخه هم ما در خود شهرستان در همان پرونده فرهنگي نگهداري مي كنيم.

 

يعني اصل دست نوشته ها در بنياد نمي ماند؟   

نه اصل دست نوشته ها به اين شكل است كه قبلاً ما به تهران مي فرستاديم بعضي از خانواده ها دوست نداشتند كه تهران برود. سياست بنياد اين بود كه بعد از اين كه والدين فوت كنند معمولاً ديگر اين اسناد اصلي از بين مي رود و اگر هم بماند به مرور زمان به خاطر شرايط آب و هوايي و شرايط خاص خودش و همچنين به خاطر جنس اسناد از بين مي روند. بنابراين سياست مركز اين بود كه اين اسناد اصلي در مركز نگه داري شود، كه اوايل هم چنين اقدامي شد منتهي خانواده هايي كه رضايت نداشته باشند كه ما اسناد را به تهران بفرستيم، ما اين كار را نمي كنيم و كپي رنگي از آن اسناد را به تهران مي فرستيم. مگر اين كه بعضي از خانواده ها تمايل داشته باشند كه اسناد در مركز نگه داري شود. بدون مجوز خانواده اقدامي نمي كنيم.

 

در جهت راستي آزمايي اين خاطرات چه اقدامي را انجام مي دهيد؟

در این رابطه بنياد از هر كسي خاطره نمي گيرد بلكه از . افرادي كه شناخته شده هستند و مطمئن هستيم كه در جبهه با شهيد حضور داشتند يا در زمان دانش آموزي همكلاس بودند و یا از خانواده همان دانش آموز هستند. خاطراتي هم كه نقل مي كنند خاطرات خارج از عقل و برهان نيست كه ما بخواهيم پيگيري بكنيم كه به طور مثال در رابطه با شهيدي غلو شده؟ نه. خاطراتي است كه معمولاً شهداي ما، شهدايي بودند كه مي توانم بگويم كه بعضاً هنوز ناشناخته هستند. بنده بعضي از مواقعي كه فرصت كنم، كارهاي پژوهشي را چك كنم، مي بينم بعضي از شهدا فرض كنيد در زماني كه در قيد حيات بودند شايد يك بيت شعر هم بلد نبودند يا اينكه ما احساس مي كرديم بلد نيستند ولي وقتي ما اين دست نوشته هارا مي بينيم يا وصيت نامه ها را مي خوانيم  يا بعضاً اشعاري گفتند كه خودمان مات و مبهوت مي مانيم كه اين اشعار از اين شهيد است. همان چيزي كه حضرت امام (ره) فرمودند كه جبهه دانشگاه است، وقتي اين بچه ها با اين سن و سال به جبهه مي رفتند خود به خود خاك جبهه طوري بود كه همه آنها از اين دنيا زده مي شدند، يا به قول مقام معظّم رهبري: اين بسيجيان افرادي بودند كه پشت به مال دنيا زدند و رو به خدا آوردند و در دانشگاه الهي مشغول به تحصيل شدند. خيلي از اين شهدايي كه ما داريم كار پژوهشي انجام مي دهيم اگر بعداً بياييم و آنها را به چاپ برسانيم، بعضاً متحير مي مانند كه اين شهيد كه در يك محله بوده و از نظر فرهنگي در فقر به سر مي بردند و اين آثار فرهنگي از آن به جا مي ماند تعجب مي كنند. و ما اينها را عنايت خاصي مي بينيم كه معمولاً در جبهه شامل حال اين عزيزان مي شده است.

 

همان طور كه خودتان فرموديد كازرون در دفاع مقدس پيشرو بوده است، حالا با اين اوصاف، كازرون قابليت داشتن منشورات اختصاصي را ندارد ؟ در اين راستا چه كارهايي صورت گرفته است ؟ مثل كتاب، تقويم، سررسيد و ...

تا الان چيزي من نديدم حداقل چيز خاصي كه مشاهده كرده باشيم در رابطه با رزمندگان شهرستان كازرون به صورت مستند يا كتاب يا جزوه يا همان تقويم چيزي خاصي نديديم. براي اين امر حتماً بايد مجوز باشد. فرض كنيد اگر ما بخواهيم براي شهرستان كازرون تقويمي به اسم شهدا چاپ كنيم اين  مجوز مي خواهد. معمول بر اين است كه مجوز نمي دهند چون اگر ما بخواهيم براي 1100 شهيد به طور مثال در يك تقويم آثارشان يا زندگي نامه شان يا عكسشان تهيه كنيم كار سختي مي باشد چون اگر يك نفر از قلم بيفتد به هر حال دردسرساز مي شود. ما آمديم بخش بخش كرديم مثلاً براي بخش خشت و كمارج يا بخش نودان يا بخش مركزي يا خود شهر كازرون كتابي چاپ شده البته نه اين كه با مسئوليت بنياد شهيد بلكه خودجوش منتهي با همكاري بنياد شهيد. فرض كنيد يك سازماني اقدام به انتشار كتابي كرده در رابطه با شهداي منطقه خشت و كمارج و یا نودان كه الان چاپ شده و در دسترس همه مي باشد ولي اين اطلاعات بنياد در اختيار آن سازمان قرار داده است. ضمن این که خود بنياد شهيد در مركز برنامه اي دارد كه برای شهداي هر شهرستان از آثاري كه لازم است كه مردم بدانند، در حد زندگي نامه، وصيت نامه و ... جمع آوري و اين آثار را چاپ کرده و در اختيار عموم قرار دهند. بعضي از شهدايي كه مسئوليتي داشتند يا به عبارتي در جبهه شاخص بودند مانند شهيد شيرافكن كتابي در رابطه با ايشان چاپ شده است. شهيد نصرالله ايماني به همين شكل كتابي در رابطه با ايشان چاپ شده است. و يكي دو تا از شهداي ديگر كه الان زير چاپ است. منتهي به صورت كلي براي تمامي شهدا اين كار به شكل تقويم يا كتاب فعلاً انجام نگرفته است.

 

حالا درست است كه سازمان هاي ديگر بايد كمك كنند ولي شما احساس نمي كنيد كه بنياد شهيد خط مقدم اين كار است؟

من نمي دانم شما منظورتان اين باشد كه يك جايي باشد به عنوان موزه شهدا يا اين كه ...

 

موزه شهدا را بعداً در موردش صحبت مي كنيم.

فرض كنيد براي هر شهيد يك محله يا شهيد يك شهرستان تبليغات خاصي انجام بگيرد. ما با توجه به اين كه سازماني هستيم كه متولي امر شهدا و متولي ترويج اين فرهنگ هستيم ولي تنها بنياد شهيد كه وظيفه اي ندارد. بر اساس دستورالعمل و بخش نامه هايي كه از مركز پژوهشي به بنياد داده مي شود بنياد در آن راستا و سياست ها بايد كار كند. بنده مي توانم همين الان تمامي آثار شهدا را در اختيار هر گروه و نهادي كه در شهرستان كازرون تمايل دارند اقدام به اين كار كنند قرار دهم حتی يكي دو مورد هم داشتيم كه مراجعه كردند و حتي گفتند ما با هزينه هاي شخصي خودمان اين كار را انجام مي دهيم ما هم با كمال رغبت قبول كرديم منتهي هنوز كليد اين كار نخورده است كه ما بگوييم يك كارهاي مقدماتي در اين زمينه انجام گرفته است. بنده به عنوان مسئول اين امر تشخيص  مي دهم كه در شهرستان كازرون نه اينكه به صورت كتاب بلكه در موارد دیگری ما احساس كرده ايم، تذكر هم داديم حتي نامه هايي هم نوشتيم به شورا و شهرداري كه با مشاركت بنياد حالا که پاركي با نام 1100 شهيد داریم ولي وقتي كه نگاه مي كنيم، مي بينيم تنها چيزي كه آنجا وجود ندارد آثاري از شهيد و شهادت است در حالي كه  به نام 1100 شهيد است اين پيشنهاد را داديم كه يادماني از شهدا به شكل مجسمه حضور رزمندگان در جبهه و جنگ پياده كنند و ما هم مشاركت مي كنيم ولي متأسفانه هنوز در اين راستا اقدامي صورت نگرفته است.

 

يعني اگر يك نهاد مستقلي يا يك مركز دولتي بخواهد در اين راستا كاري را انجام دهد شما استقبال مي كنيد؟

بله ما استقبال مي كنيم. همراه با استقبالي كه مي كنيم در اين امر هم مشاركت مي كنيم.

 

يكي از راه هاي ترويج سيره ي شهدا برگزاري يادواره هاست كه متاسفانه استفاده درستي از آن در سطح شهرستان نمي شود . بدين صورت كه يادواره ها فقط نام شهداي كازرون را در تارك خود دارد و ا ز سيره ي آنان به صورت اختصاصي يادي نمی شود . سخنرانان هيچ سنخيتي با شهداي كازرون ندارند و يا اصلا موضوعات در اين رابطه نمي باشد . توجيه شما در اين باره چيست ؟

در رابطه با اين قضيه چند سال است كه ما خودمان به اين نتيجه رسيديم كه اولاً بايد اين مراسم تداوم پيدا كند چون سياست سازمان اين است كه مي گويند اگر يك بار يادواره برگزار شد ديگر يادواره برگزار نشود. البته اين را من نمي گويم ، حالا اين كار درست است يا غلط كاري با اين موضوع نداريم منتهي ما يك مقداري فراتر از اين موضوع مي رويم. يكي از اهرم هايي كه ما مي توانيم به آن اشاره كنيم و نسل هايي كه الان هستند و در زمان جنگ حضور نداشتند اگر بخواهند متوجه زمان جنگ بشوند بايد ترويج فرهنگ شهيد و شهادت در قالب يادواره شهدا باشيم كه دانش آموز بفهمد، بچه 14 ساله كلاس دوم يا سوم راهنمايي كه براي اين كه به جبهه برود شناسنامه اش را بزرگ مي كند براي چه چيزي به جبهه مي رود. اگر كه اين يادواره ها گذاشته نشود خود به خود اين ها به فراموشي سپرده مي شود. اصل گذاشتن يادواره به خاطر اين است، منتهي فرض كنيد ما بخواهيم براي 1100 شهيد مراسم بگيريم و آقايي كه سخنران مجلس ما هست بيايد پيرامون چند شهيد شهرستان صحبت كند خوب اين باعث دل نگراني بقيه خانواده ها مي شود. حتي ما بعضي از سخنرانان را كه دعوت مي كنيم كه احياناً اگر در جبهه با شهيدي هم آشنا بودند خودمان سفارش مي كنيم كه اسم شهيد نياوريد چون تبعاتي دارد. شما شايد يك مقدار دور از اين قضيه باشيد ولي ما احساس مي كنيم كه اگر در مراسم 1100 شهيد اسم يك شهيد يا دو شهيد يا خاطره اي از شهيدي از كازرون برده شود خانواده هاي ديگر شهدا مي گويند شما مراسم فقط براي آن شهيد گذاشتيد ولي ما اين هدف را نداشتيم به خاطر همين قضيه ما سعي بر اين داريم كه سيره كل شهدا بيان شود.

 

ولي الان اگر برايند يادواره ها را بگيريم به همين صحبت شما هم ختم نمي شود.

درست است بعضي از سخنرانان بودند كه به خاطر فاصله هايي كه بوده، فرض كنيد ما از نظر نظامي فرمانده سپاه را دعوت كرديم و سخنراني كرد. خوب كمتر با شهداي كازرون در تماس بوده يا حضور ذهن داشته و يكي از علت هايي كه متأسفانه ما مشاهده مي كنيم و شايد مظلوميت شهدا را هم برساند. خيلي از شهدا را ما در اين شهرستان داريم كه استحقاق داشتند كه فرمانده تيپ يا لشكر باشند. چون معمولاً اگر كسي فرمانده تيپ يا لشكر باشد خاطرات بيشتري برايشان ثبت مي شود، حتي در ذهن فرماندهان بالاتر اين آقايان شناخته تر هستند منتهي به خاطر اين عزيزان به دنبال مسئوليت نبودند. ما شهدايي را داشتيم كه واقعاً در زمان شهادتشان بايد فرمانده لشكر بودند ولي به عنوان يك بسيجي با لباس بسيجي حتي حاضر نبودند لباس سپاهي خودشان را بپوشند. با لباس بسيجي يك گوشه فعاليت مي كردند. همين امر باعث مي شد كه با همان پارامترهايي كه قبلاً عرض كردم، از نظر شاخص بودن كمتر باشد. البته خدا نكرده اين من باب انتقاد از شهداي جاهاي ديگر نيست، ولي جاهايي ديگر مي بينيم خيلي از شهدايشان مسئوليت داشتند. در همين استان فارس شهرستان هاي كوچكي هست چندين شهيد سرتيپ و سردار دارند ولي در شهر ما به دليل اين كه اين شهدا با حجب و حيا بودند و دنبال مسئوليت خاصي نبودند، دنبال عنوان رسم و جاه و مقام نبودند حاضر نبودند پست تحويل بگيرند. ولي همان فعاليتي كه يك فرمانده لشكر مي داشت آن ها همان فعاليت را در جبهه و جنگ داشتند.

 

اگر در همين راستا برنامه ريزي بلند مدتي شكل بگيرد اين شائبه هم از ذهن خانواده شهدا برطرف مي شود و اگر هر چند يادواره را مختص كنيم به قسمتي از شهدا بعد از مدتي ديگر جاي گله باقي نمي ماند و اگر از جايي شروع نشود اين كار همين طور روي زمين مي ماند. به نظر مي رسد براي اين كار برنامه ريزي صورت نگرفته است.

معمولاً اين كار زمان مي برد. فرض كنيد الان شهدايي است كه شهداي صنفي گفته مي شود يا شهداي دانش آموزي گفته مي شود يا شهداي معلم گفته مي شود. آموزش و پرورش مي آيد در رابطه با شهداي معلم به صورت نمادين جلسه اي برگزار مي كند خانواده دعوت مي كند. از آن شهدا اسم برده مي شود و تجليل مي شود. سازمان امور عشاير مي آيد با همكاري بنياد شهيد شهداي عشاير خودش و محدوده شهرستان را شناسايي مي كند، اطلاعات از ما مي گيرد و با همكاري بنياد مراسم مي گذارد. شهداي دانش آموز هم به همين شكل. همين هفته بسيج ناحيه مقاومت با همكاري بنياد شهيد قرار است كه مراسم شهداي اصناف را برگزار كند. خوب اين برنامه ها هست در روستاها هم به همين شكل دارد انجام مي گيرد. بعضي از پايگاههاي مقاومت با همكاري بنياد شهيد معمولاً سالي يك بار شهداي خودشان، روستايشان مراسم مي گذارند و از بنياد هم امكانات فرهنگي مي گيرند و اين مراسم برگزار مي شود ولي به صورت تكي اين كار انجام نمي گيرد. همچنين بعضي از پايگاههاي مقاومت با همكاري بنياد هفته يك شب به خانواده شهدا مي روند به ياد همان شهيد دعاي كميل يا برنامه خاص فرهنگي ديگر اجرا مي كنند. منتهي به آن شكلي كه ما مي گوييد كه ما بياييم مدام مراسم بگذاريم و شهدا را معرفي كنيم يكي زمان گير است و شرايط طوري است كه اين امكانات وجود ندارد.

 

از صحبت شما چنين برداشت مي شود كه گروهي بايد قدمي بردارند تا بنياد هم با آن ها همكاري كند.

عرض كردم برنامه بنياد براي برگزاري مراسم يك بار در سال است، كه براي تمامي شهدا از قبيل صنفي، روستايي و ... برگزار مي كند. مراسم امسال هم با هماهنگي كه با امام جمعه محترم در رابطه با سخنران شده، قولي گرفته اند از امام جمعه موقت تهران، آقاي سيد احمد خاتمي كه ان شا الله در محرم يا صفر تاريخ آن دقيق مشخص نيست از ايشان دعوت شود براي سخنراني اين مراسم كه داريم رايزني هاي خودمان را انجام مي دهيم براي برگزاري اين مراسم.

يكي از كارهاي خوب شما راه اندازي وبلاگ بنياد شهيد است . لكن اشكال اساسي آن دير به روز شدن آن مي باشد ، با توجه به توضيحي كه پيرامون بانك اطلاعاتي بنياد شهيد ارائه فرموديد اين مسئله را چگونه توجيه مي فرماييد؟

در رابطه با وبلاگي كه فرموديد يك كار غير قانوني است يعني در راستاي اهداف ترويج فرهنگ شهيد و شهادت ما احساس كرديم كه چنين كاري ضرورت دارد كه انجام بپذيرد. در طول فاصله اي كه من بنا به دلايلي در عرض كمتر از يك سال مسئوليت بنياد را نداشتم، يك مقداري از نظر كاري فرصت داشتم چنين كاري را انجام دهم. اولين اقدامي كه انجام دادم همين ايجاد يك وبلاگ بود كه خلاف قانون و مقررات بنياد بود چون قانوناً مجوزي براي راه اندازي اين وبلاگ نداشتيم. منتهي من با مسئوليت خودم اين كار را انجام دادم. دست تنها بودم و انصافاً وارد هم نبودم. و بعضي از دوستان همكاري مي كردند. قبلاً معمولاً اين گونه بود كه هفته اي يكي دو بار به روز مي شد، البته در حد توانم. چون سعي بر اين داشتيم كه تمام مطالبي كه نوشته مي شود در رابطه با شهداي كازرون باشد. اگر الان ملاحظه كنيد شهدايي غير از كازرون چيزي نمي بينيد. تماماً در رابطه با شهداي كازرون است، ما اين كار را انجام داديم كه دست تنهايي توانستيم هفته اي يكي دو بار به روز برسانيم. منتهي حقيقتاً فرصتي نداريم كه اين كار را ادامه بدهيم. شما درست مي گوييد و من هم قبول دارم كه با تأخير به روز مي شود و مدتهاست كه من فرصت نكردم وبلاگ را به روز كنم. درصدد اين هستم كه آن عنوان را عوض كنم  چون بنياد شهيد مركز همكاري نمي كند. ابلاغ كرده اند نمي خواهد وبلاگ داشته باشيد همان مركز اسنادي كه من اشاره كردم كه هنوز در اختيار مردم قرار نگرفته و گذاشته اند كامل شود و سپس در اختيار عموم قرار گيرد كه من فكر نكنم به اين زودي ها صورت گيرد اين كار انجام شود. ولي ضرورت اين كار را احساس مي كنم.

 

نگاه جامع و دسته بندي ضعيف مطالب یکی دیگر از اشکالات آن است  به صورتي كه ممكن است برخي از شهدا اصلاً در اين وبلاگ معرفي نشده باشند ولي برخي ديگر چندين مطلب و مقاله و ... درباره آنان در اين وبلاگ منتشر شده است در حالي كه بايد اطلاعات ابتدايي شهدا در بدو راه اندازي اين وبلاگ در آن قرار مي گرفت . اين مشكل ناشي از چه چيزي است ؟

در رابطه با اين كه چرا بعضي از شهدا امكان دارد يكي دو بار پيرامونشان بحث شده باشد. من اول آمده ام از شهدايي كه خودم مي شناختم يعني با آن ها در ارتباط بودم. حالا يا بعضاً در جبهه با هم بوديم يا در مدارس در زمان تحصيل آمده ام شروع كرده ام. تمام نقل قول هايي كه گفته شده از خود من است لکن نگفتيم كه فلاني گفته و به شكلي كه نگفتيم كه من خودم دارم اين مطالب را مي نويسم به اين شكل داريم انجام مي دهيم. يعني در واقع مي توان گفت كه اين يك وبلاگ شخصي است نه بنياد شهيد كه ما مسئوليت داشته باشيم براي تمامي شهدا اين كار را انجام دهيم.

 

در راستاي گسترش شهيد پژوهي و عمومي كردن اين امر در صورت پيش قدم شدن گروه هاي مستقل چه همكاري هايي با آنان مي كنيد ؟

در بنياد شهيد مؤسسه ي داريم با عنوان مؤسسه انتشارات نشر شاهد. اين فقط براي چاپ آثار شهدا هست. منتهي براي كارهاي پژوهشي شهدا در قالب مركز پژوهشي بنياد كه زير مجموعه همان تبليغات و انتشارات است. لذا ما آمادگی داریم در جهت تدوین کتاب پیرامون شهدای کازرون اگر در زمینه تامین اطلاعات باشد همکاری کنیم اگر از نيروهايي باشد كه كارهاي ادبي، فرهنگي كرده اين را به صورت جزوه و كتاب در مي آورد و به ما مي دهد، ما هم براي چاپ آن مشكلي نداريم و مي توانيم به نام خودش آن كتاب را به چاپ برسانيم. منتهي شرط آن اين است كه قبل از اينكه بخواهد كاري انجام دهد با بنياد هماهنگ كند. شوراي مؤلفين در استان، نهايتاً در تهران موضوع را تأييد كنند و تمامي هزينه هاي چاپ آن كتاب را ما مي دهيم. اگر كسي هست كه بتواند در زمينه شهدا مخصوصاً شهداي شاخص كتابي به صورت قصه در بياورد ، پيش قدم شود و از نظر فكري بخواهد قدم بگذارد و بخواهد اين كتاب ها را چاپ كنند ما با ايشان همكاري مي كنيم و چاپ اين كتاب هم بر عهده خودمان مي باشد.

 

يكي از اتفاقات خوب سالهاي اخير كازرون راه اندازي كتاب فروشي شاهد و جديدا نوسازي آن است . بفرماييد كه در اين كتاب فروشي چه كتاب هايي و از چه انتشاراتي را عرضه مي كند ؟   

در رابطه با كتاب فروشي نشر شاهد، به هر حال كازرون يك شهر شناخته شده اي است در زمان جبهه و جنگ بايد به هر شكل كه شده آثاري از اين هنري كه شهدا آفريدند ما بايد اين جا داشته باشيم. سال 1380 احساس كرديم كه نياز است. با توجه به اين كه مالكيت اين كتاب فروشي از خود بنياد و در اجاره افراد بود، به هر شكل ممكن آن را پس گرفتيم و تجهيز كرديم. بدون اين كه از ناحيه مركز بنياد بخواهد تغذيه شود تا اينكه مجدداً از مركز در سال 1383درخواست كرديم. آن ها ضرورت اين كار را در شهرستان كمتر مي ديدند، منتهي با دلايلي كه داشتيم قبول كردند. اگر بررسي صورت گيرد در شيراز كه مركز استان فارس است چنين كتابخانه اي وجود ندارد در تنها شهرستاني كه وجود دارد شهرستان كازرون است و اخيراً در بنارويه لار كه آن هم تعطيل شده فقط تنها جايي كه دارد به حيات خودش ادامه مي دهد همين كتابفروشي كازرون است كه تجهيز كاملي شده و تمامي كتاب هاي تخصصي، مخصوصاً در زمينه شهيد و شهادت و جبهه و جنگ آن جا وجود دارد. معمولاً انتشاراتي كه ما كتاب مي گيريم انتشارات نشر شاهد است و آنها كتاب ما را تغذيه مي كنند. البته كتاب هايي كه در راستاي ترويج فرهنگ شهيد و شهادت از سایر انتشارات باشد هم به روز ، كتاب هايي كه چاپ مي شوند، خريداري مي كنيم و در اين كتابفروشي عرضه مي كنيم.

 

استقبال از کتاب فروشی به چه میزان بوده است ؟

متأسفانه من گلايه اي دارم از آقايان فرهنگي شهرستان كه هنوز نشده يك بار مراجعه كنند ببينند كه آيا چنين چيزي در كازرون وجود دارد يا خير. با اين كه ما چندين بار در روزنامه ها و تابلوهاي در سطح شهر اعلام كرديم كه كتاب فروشي به اين عنوان است ولي يكي اين كه مسئولين هنوز مراجعه اي نكردند و در اين راستا هيچگونه تشويقي نكردند. مشكل دوم اين است كه كتاب خوان ما كم داريم حتي ما دو عدد قفسه را راه اندازي كرديم و گفتيم شايد بعضي ها به دليل مشكلات مالي نتوانند از اين كتاب ها خريداري كنند كه آقايان و خانم هايي كه نياز دارند از اين كتاب ها استفاده كنند حداقل در حد امانت اين كار را انجام دهند. كه در همين حد هم مراجعه نكردند و من احساس مي كنم كه اگر به همين روش بخواهد ادامه پيدا كند امكان دارد كتاب فروشي تعطيل شود و تقاضا مي كنم از همه دست اندركاران مخصوصاً دست اندركاران فرهنگي از نظر تبليغ و ترويج اين فكر كه مردم بتوانند مراجعه كنند و براي كتابفروشي كتاب بگيرند. كمكي به ما بكنند. به طور مثال امام جمعه در نماز جمعه ، مسئول اداره ارشاد در جلساتي كه هستند و بقيه آقايان با توجه به مسئوليتي دارند بتوانند از نظر فكري ما را تقويت كنند.

 

چرا با يكسان سازي قبور شهدا موافقت شد در حالي كه در تعدادي از شهرها خانواده ي معزز شهدا به شدت با اين كار مقابله كردند و ار انجام آن جلوگيري كردند ؟ فكر نمي كنيد كه قبور شهدا خود به تنهايي مي توانست يكي از مهم ترين منابع مطالعات پيرامون شهداي شهرستان باشد كه شامل وضعيت اجتماعي خانواده ي آنان ، سنگ نبشته ها ، اشعار نوشته شده بر روي آن ها و ... باشد در عين زيبايي و روح افزا بودن گلزار شهدا در گذشته ؟   

اين مسئله به صورت بخشنامه و به صورت كارگروهي از طريق بنياد شهيد به استانداري ها ابلاغ شد چون گورستان ها زير نظر شهرداري ها هست و قطعه شهدا هم در آن جا قرار گرفته است. با هماهنگي شهرداري ها نسبت به يكسان سازي قبور شهدا اقدام شود. اولين اقدامي هم كه انجام گرفت نه اين كه در كازرون فقط انجام گرفت خيلي از شهرستان هاي استان فارس هست كه اين كار را انجام داده اند علت هم اين است كه شهداي ما از سال 57 به اين طرف سنگ قبرشان از آن سال تا الان تغيير نكرده و سنگ هم بر اثر عوامل طبيعي مانند باد و باران و مسائل ديگر خود به خود فرسوده مي شود. غير از اين گلزار شهداي ما متأسفانه يكسان سازي خاصي هم نداشت. مثلاً شما قطعه 3 گلزار شهداي سيدمحمد نوربخش  را در نظر بگيريد. اين قبلاً فروكش كرده بود، لازم بود كه حتماً ترميم بشود اگر ما اين كار را انجام نمي داديم. شايد يك فاجعه اي بوجود مي آمد. بنابر دلايلي كه ذكر آن دلايل ضرورت ندارد، زماني كه اين كار را خواستيم انجام بدهيم خانواده هاي شهدا را جمع آوري كرديم و به آن ها گفتيم كه مي خواهيم طبق اين ضابطه و اين نقشه اين كار را انجام دهيم. همه خانواده ها بدون استثنا پذيرفتند و قبول كردند چون خودشان به بنياد مراجعه كردند و هنوز هم بعضاً مراجعه مي كنند كه مي گويند قبور شهدا خراب است سنگ آن از بين رفته است و آب داخل قبر مي رود. ما نمي توانيم به دليل اين كه فرض كنيد اين سنگ ها آثار باستاني است يا اين كه در آينده قدمت تاريخي پيدا مي كند بگذاريم گلزار شهدايمان اين طور باقي بماند. ما به سنگ ها دست نزديم و به طور مثال بهشت زهرا يا همين قطعه يك سيدمحمد كه همين الان داريم شروع به كار مي كنيم به سنگ قبر ها دست نزديم و سنگ ها هستند منتهي سنگ هاي جديد با يك طرح خاصي روي سنگ ها گذاشتيم. در رابطه با آن نوشته هاي سنگ كه شما با زيركي خاصي اين سؤال را كرديد ما خودمان احساس مي كرديم كه بعضي از اين نوشته ها لازم است باشد به همين دليل هيچ گونه تغيير در نوشته ها نداديم. يعني دقيقاً سنگ هايي كه قبلاً فرسوده شده بود عين همان نوشته ها روي سنگ هاي جديد گذاشتيم مگر اين كه خانواده مثلاً يك شهيد وصيت نامه نوشته بود ما روي سنگش حك كرده بوديم حالا خانواده خواسته بود به جايش شعر نوشته شود يا برعكس. سعي ما هم بر همين بود كه كلاً خانواده ها رضايتشان جلب شود.

 

نفرموديد كه در زمان مسئوليت چه كسي و در چه سالي اين كار شروع شد؟  

از سال 1380 قطعه يك سيدمحمد در زمان مسئوليت خودم شروع به كار كرديم. قبلاً بنا به دلايلي اين كار صورت نمي پذيرفت. يا خانواده ها رضايت نمي دادند يا اين كه مسئولين پيگير اين موضوع نبودند و از لحاظ اعتباري بنياد آن كمك هايي را كه بايد مي كرد، انجام نمي داد. شروع اين كار با پولي به مبلغ 500 هزار تومان بود كه از اداره اوقاف گرفتيم. با توجه به نامه نگاري هايي را كه با مسئولين انجام داديم كمك هايي را گرفتيم و گلزار را در همين حد توان خودمان اين كار را انجام داديم. بعد از اين قضيه براي قطعه 2و3 بهشت زهرا اين كار را انجام داديم كه آن هم باز از اعتبارات مشاركتي بود كه اين كار را انجام داديم و هنوز هم پايان نيافته و ان شا الله در صدد هستيم كه انجام دهيم. در خصوص قطعه 4 سيدمحمد وضعيت مطلوبي ندارد و آن هم درصدد هستيم كه انجام دهيم با نامه نگاري هايي كه با شهرداري و شوراي شهر داشتيم اگر همكاري بكنند آن ها را هم سطح قطعه 3 كنيم كه قطعه 4 و3 يكي شود. البته اين ها به بركت خود شهدا بوده است و ما كه كار خاصي انجام نداديم. با اين كه بيست و چند سال است كه در اين سازمان هستم بعضي از شهداي ما كه در گلزار شهدا مدفون هستند اگر آن وجهه شان بيشتر از يك امامزاده نباشد حقيقتاً كمتر از بعضي امامزاده ها  نيست. يعني آن رزمندهايي كه مي بينيم در جبهه با آن وضعيت خاص عبادت مي كردند.

 

طرح يكسان سازي قبور شهدا براي شهداي انقلاب هم انجام مي گيرد؟

شهداي انقلاب جاي خاصي دفن نشده اند. بيشتر شهداي انقلاب قطعه يك سيدمحمد است كه همين الان داريم اين كار را انجام مي دهيم.

 

طرح چگونگي يكسان سازي را چه كسي طراحي كرد و آيا اصولا امكان ارايه ي طرح هاي مختلف وجود داشت و يا اين كه فقط يك طرح مد نظر بود ؟

براي اين كار به اين شكل اقدام مي شود كه يك گروه در شهرستان، از فرمانداري و شوراي شهر و شهرداري و بنياد شهيد به نام گروه همسان سازي گلزار شهدا تشكيل جلسه مي دهند. طرح در آن گروه مي رود و صحبت مي شود و اگر معايبي دارد برطرف مي شود. البته اين كارهايي كه صورت گرفته طرح نيست بلكه يك ترميم و مرمت ساده است چون اگر بخواهيم اين كار را در قالب يك طرح بياوريم، ميليون ها تومان هزينه دارد. اگر دقت داشته باشيد مي بينيد سقف اين گلزارها دست نخورده و فقط كف سازي شده است. منتهي با توجه به بخشنامه اي كه از مركز به شهرستانها داده شده، روستاهايي كه تك مزار يعني يك شهيدي تا ده شهيدي اين مجوز را دادند و همچنين طرحي هم دادند تا آن طرح را مطالعه كنيم و با توجه به جوي كه در شهرستان از نظر آب و هوا و از نظر فرهنگ و ... وجود دارد، اصلاح شود و آن طرح انجام بگيرد. الان حدود 45 گلزار يك مزاره تا ده مزاره در روستاها وجود دارد كه اين طرح را انجام داده ايم. منتهي گلزار شهداي شهر طرحي را انجام نداده ايم بلكه هم سطح سازي كرديم.

 

علت تفاوت طرح در قطعات دو و سه سيد محمد و قطعه بهشت زهرا در چيست ؟

هر كاري كه انجام مي شود با توجه به شرايط زمان شكل مي گيرد، زماني بود كه سنگ گرانيت در كازرون نبود، كه بنياد بخواهد استفاده كند. سنگ معمولي بود. زماني كه ضرورت ايجاب كرد كه در گلزار سيدمحمد شروع به كار كنيم سنگ گرانيت نبود و طرح اين سنگ هم از شيراز به ما داده بودند. كه اگر دقت كنيد مي بينيد سنگ به صورت يك آرم است كه آرم گلزار شهدا مي باشد. ما اين كار را كرديم و براي قطعات بعد ديديم حقيقتاً اين كار جالبي نيست. براي قطعه بهشت زهرا كه اوايل همين امسال كار سنگ ها تمام شد، سنگ جديدي به نام سنگ گرانيت به بازار آمد، البته سنگ گران تر از اين هم در بازار موجود است ولي با توجه به توان و قدرت خريدآن را نداشتیم . قطعه شهداي خشت كه قبل از سيدمحمد شروع به كار كرديم سنگش به شكلي ديگر است. يعني با توجه به شرايط آن زمان اين كار را كرديم اين تفاوت كه شما مي بينيد علتش اين مي باشد.

 

با توجه به اين كه در شورايي كه ذكر كرديد فرمانداري و نهادهاي ديگر وجود دارد تصميماتي كه گرفته مي شود، به نوعي تصميمات كلان، براي شهر مي باشد و حين اين تصميمات بايد پيش بيني هاي لازم براي اين موضوع در نظر گرفته شود. اما در اين موضوع به نظر مي رسد اين پيش بيني ها صورت نگرفته است.  

نه ببينيد اين جا كارگروه است كارگروه گلزار شهدا. در استان در استانداري صورت مي گيرد و در شهرستان با مشاركت بنياد شهيد و شهرداري و فرمانداري جلسه اي گرفته مي شود. با توجه به بودجه اي كه در اختيار قرار مي گيرد تصميمات گرفته مي شود. فرض كنيد براي ده مزار شهيد مي خواهيد يك طرحي را انجام دهيد، مانند طرح شهداي گمنام . شهداي گمنام در آن كارگروه كه با حضور امام جمعه تشكيل شد پيش بيني بودجه تقريباً 80 تا 100 ميليون تومان شد و موافقت هم شد و اداره هايي كه در آن جلسه حضور داشتند هر كدام متقبل يك هزينه شد. در رابطه با گلزار شهداي سيدمحمد يا بهشت زهرا چنين چيزي وجود نداشت. ما پولي نداشتيم كه بخواهيم با آن تصميم بگيريم. اين هم به صورت يك طرح كلان نبوده است و موقتاً به دليل اين كه وضعيت خيلي خوبي نداشتند- به خصوص گلزار سيدمحمد- و همچنين مراجعه مكرر خانواده ها به دليل اين كه قبرها نشست كرده بود و آب به داخل قبرها مي رفت به همين دلايل ما مجبور بوديم كه اين كار را انجام دهيم و اگر اين كار را انجام نداده بوديم شايد ديگر گلزاري وجود نداشت. با اين وجود خانواده ها هنوز راضي هستند. ولي اين كار طرح اصلي نيست و طرحي كه براي گلزار شهدا داده شده است فقط براي يك مزاري تا 10 مزاري است و بنياد مسكن هم مجري اين برنامه هست و همين الان بنياد مسكن در روستاها براي بنياد شهيد انجام مي دهد كه بنياد شهيد به عنوان ناظر می باشد ولي شايد اين گلزار شهدا چند سال ديگر به هم بخورد و همان طرحي كه مورد اشاره شما است انجام گيرد.

 

چرا عكس هاي شهدا در سيد محمد كه بر روي كاشي خورده است بي كيفيت است ؟ آيا قصد اصلاح نداريد ؟

آن زمان كه اين طرح داده شد تنها جايي كه مي توانستند عكس را روي سراميك حك كنند تهران بود. به دليل اين كه عكس هاي كاغذي كه معمولاً استفاده می شد به دلیل آب گرفتن يا تابش آفتاب يا به هر دليل ديگر هر يكي دو ماه خانواده ها مجبور به تعويض مي شدند. يكي دو عكس را قبلاً بر روي سراميك زديم و به خانواده ها نشان داديم و خانواده ها هم پذيرفتند. قبول دارم طرح با كيفيتي نبود. بعد از اين قضيه يكي از همشهريان خودمان دستگاه اين كار را خريداري كردند و در برازجان گذاشتند كه اين دستگاه خيلي پيشرفته مي باشد. نمونه كارش هم عكس شهدا در بهشت زهرا كه در بالا نصب شده است. با پيشرفت دستگاه كيفيت كالا نيز پيشرفت مي­كند امكان دارد چند سال ديگر دستگاهي بيايد كه كيفيت آن بالاتر از اين ها باشد.

 

بحث ديگري كه مطرح مي شود بحث موزه شهداست. نمي شود اين اسنادي را كه ذكر كرديد، تحت نام موزه ي شهدا در بخشي از شهرستان و با همكاري ساير نهادهاي فرهنگي شهرستان مراقبت نمود تا كاري مهم در جهت گسترش فرهنگ شهيد پژوهي و آشنايي بيشتر با سيره و باورهاي شهدا برداشت ؟

براي موزه شهدا افكار زيادي بنده دارم. يعني احساس مي كنم براي شهر كازرون موزه شهدا و موزه جبهه و جنگ ضرورت دارد كه اين امر بديهي و روشن است. ولي تأسيس و راه اندازي و نگهداري اين قضيه در روال بودجه و مجوز و ... است . فعلاً در سطح استان اين مجوز داده مي شود در سطح شهرستان ها به ندرت، من كه چيزي به عنوان موزه شهدا حداقل در استان فارس نديدم. اگر هم باشد افراد راه اندازي كرده اند. پايگاه ها راه اندازي كرده اند و نمونه اش را در همين كازرون هم شاهد هستيم. در اين راستا ما چندين بار مكاتباتي انجام داده ايم و گفتيم كه كازرون به اين كار نياز دارد، جايگاه آن هم مشخص كرديم و قسمتي از سيدمحمد و بهشت زهرا را براي اين كار پيش بيني كرديم. منتهي از نظر اعتباري بنياد شهيد چنين مجوزي و اعتباري در اختيار ما نگذاشته است.

 

پس برنامه­ريزي اين كار صورت گرفته؟ 

بله و نامه نگاري هايي هم شده و ضرورت اين كار هم براي كازرون به آقايان گفته شده است، منتهي مركز استان هم به دليل اين كه فقط اعتبار را به استان مي دهند نه به شهرستان از دادن اعتبار به ما خودداري مي كند. دوستان و همشهرياني داريم كه در بنياد شهيد مركز هستند و چندين بار با آن ها صحبت شده است. خود جناب آقاي شيخيان زماني رئيس دفتر جناب آقاي دكتر دهقان بودند كه هنوز هم مسئوليت را دارند. دنبال گرفتن يك بودجه اختصاصي براي اين كار هستيم. حتي من با مسئول مسكن و شهرسازي در رابطه با يك قطعه زمين براي اين منظور صحبت كردم و ايشان هم موافقت كرده است. ولي به دليل اين كه مجوزي براي اين كار نمي دهند هنوز نتوانستيم اين كار را انجام دهيم. به هر حال ما يك اداره هستيم و زير مجموعه سازمان بزرگ تر از خودمان هستيم. نمي توانيم همين طور كاري را انجام دهيم. مردم درست مي گويند و انتظاراتي دارند. جوانان ما در شهرستان از مسئولين انتظاراتي دارند. در راستاي كار خود بنياد شهيد من خودم اقرار مي كنم كه موزه شهدا ضرورت دارد ولي امكانات را نمي توانم به تنهايي بدست آورم، و بايد دولت مجوز دهد وقتي مجوز نمي دهند همين است كه موضوع راكد مي ماند، ولي ما درصدد هستيم كه اين كار را به هر شكل كه ممكن است انجام دهيم.

 

براي برپايي موزه شهدا به نظر شما اين وظيفه بنياد شهيد به تنهايي مي باشد؟ چه نهادهاي ديگري مي توانند در اين امر همكاري كنند؟ به طور مثال شايد بنياد شهيد نتواند مجوز اين كار را بگيرد ولي نهاد ديگري اين قسمت از كار را به خوبي انجام دهد.

در خيلي از شهرستان ها مي بينيم كه در راستاي ترويج فرهنگ شهيد و شهادت نهادهايي كه حتي ارتباطي با شهيد و شهادت ندارند اين كار را انجام مي دهند. اين دو تفكر است. يا آن مدير بسيجي يا به طور كلي ايثارگر بوده و يا غير ايثارگر. در همين كازرون خودمان نمونه اش هست ولي نه به شكل گسترده. ممكن است مديري باشد كه تفكر ايثارگري و بسيجي داشته باشد و جبهه نرفته باشد و از خانواده شهدا نيست ولي تفكر بسيجي دارد. گوشه اداره اش را به طور مثال قفسه اي مي گذارد و در آن آثار شهدا مي گذارد و يا مناسبت هاي مختلف در رابطه با ترويج فرهنگ شهيد و شهادت اقداماتي را از قبيل چاپ پوستر يا تهيه پلاكارد يا به هر شكل ديگر انجام مي دهد. و سعي مي كند نيت خيري كه دارد را به هر شكل انجام دهد. ولي در بعضي از ادارات و سازمان ها خلاف اين قضيه را مي بينيم در همين شهرستان بنده چندين مورد بوده كه تذكر هم داده ام ولي متأسفانه اقدامي نشده است.بعضي از ادارات را كه فرموديد مانند ناحيه مقاومت سپاه، تيپ دوم امام سجاد(ع)  که مي تواند بازوي قدرتمندی براي بنياد شهيد در اين راستا باشد. خيلي از آثار فرهنگي شهدا الان داخل انبار تيپ خاك مي خورد و از بين مي رود. من اين را به عنوان يك گله مندي دارم مي گويم. چندين بار حضوراً يا به شكل نامه گفتيم كه اين آثاري را كه شما در آن زمان از خانواده ها جمع آوري كرديد و يا بعضاً از ما گرفتيد و در انبار نگه داشتيد اين را برگردانيد يا تحويل خانواده ها بدهيد تا ما از آن ها بگيريم ولي متأسفانه هنوز اقدامي نكردند. البته همكاري در اين زمينه دارند و من نمي خواهم بگويم كه هيچ همكاري نداشتند. و با توجه به اين همه رايزني كه شده موقت بعضي از اين آثار را تحويل ما مي دهند و بعد از اين كه كار ما تمام شد بايد تحويلشان دهيم تا بگذارند در همان انبار خاك بخورد. خوب اگر تيپ بيايد با هماهنگي بنياد شهيد، اداره ارشاد ، ناحيه مقاومت، فرمانداري، امام جمعه و ديگر نهاد ها و سازمان هايي كه مي توانند در اين زمينه كمك كنند ما به راحتي مي توانيم زميني كه صحبت شد در اختيارمان بگذارند را تجهيز كنيم و آن آثار را در آن جا نگه داري كنيم. ولي تا الان غير از همين يكي دو مورد نامه نگاري كه با مركز صورت گرفته براي مجوز اين كار يا صحبت هايي كه براي زمين شده فكر نكنم نهاد يا سازماني قدمي برداشته باشد.    

 

در قضيه شهداي گمنام، بنياد شهيد تنها عضو آن شورا بود يا وظيفه خاصي هم بر عهده دارد؟

كلاً سياست بنياد اين است كه شهيد گمنام هم در خود گلزار شهدا دفن شود يا احياناً اگر روستايي يا شهري شهيدي ندارند، آن شهيد در آن جا دفن شود.اين اصل كلي بنياد هست حالا اين قضيه درست است يا نادرست ما مأموريم و معذور. بينش شخصي دارم آن جداست ولي از لحاظ سازماني به اين شكل است چون مسئوليت آور است. مسئوليت آور كه باشد كسي نيست مسئوليت اين قضيه را بپذيرد. همان طور كه مشاهده كرديد در طول چند سال شهدا را در اينجا دفن كردند، چندين مرتبه به آقاياني كه دست اندركار اين قضيه بودند تذكر داديم كه فكر بعدش را بكنيد و شهيد آوردن و دفن كردن و ديگر رفتن به سلامت اين كار خوبي نيست. فكر بعد را بكنيد كه چطور مي خواهيد از آنها نگه داري بكنيد چگونه مي خواهيد آن را بسازيد به هر حال اين كار چند سال انجام نگرفت و همين طور گذشت و كسي متولي پيدا نكرد و هر كسي هم كه مي آمد يك صحبتي مي كرد و جلسه اي مي گذاشت تا مي ديد كه مشکل مالي دارد كنار مي رفت تا اين اواخر كه با همت امام جمعه محترم كه با جديت خاصي پيگير موضوع شدند چندين جلسه گرفته شد و بنياد هم به عنوان دبير در آن جلسات حضور پيدا مي كرد منتهي آن افرادي كه دست اندر كار اين قضيه بودند، در آخرين جلسه اي كه گرفته شد متقبل شدند هزينه هايي پرداخت كنند. از جمله شهردار سابق محترم جناب آقاي عسكري كه متقبل هزينه هايي شد، اداره اوقاف، تيپ دوم امام سجاد(ع) و بعضي از اداراتي كه مي توانستند كمك مالي بكنند، كمك كردند. در رابطه با روند اين قضيه هم نقشه توسط فرزند يكي از شهدا كشيده شد و اجرا هم به عهده خودش گذاشته شد. به نظر مي رسد كه نقشه خوبي باشد. يكي دو تا نقشه هم در آن كارگروه ارائه دادند و نهايتاً همين نقشه پذيرفته شد و الان دارند كار را ادامه مي دهند.

 

پس با اين اوصافي كه فرموديد پروژه از لحاظ مالي نبايد مشكل داشته باشد ولي روند كار همچنان كند است؟ 

علت اين كار به خاطر تعهداتي بود كه شهرداري داده بود ولي تعويض آقاي عسكري بر روي اين قضيه تأثير گذاشت. حتي خود شهرداري يك سري تعهداتي به بنياد شهيد در رابطه با كارهاي فرهنگي در سطح شهر داده بودند كه اين تعهدات عملي نشد. منتهي سرپرست شهرداري اعلام كرده بنده مجوز مالي ندارم. و من فكر مي كنم يكي از دلايل اين كه روند كار كند است همين موضوع است و من پيش بيني مي كنم اين مشكل هم حل شود. البته واقعاً شهرداري مخصوصاً در زمان آقاي عسكري انصافاً در قضيه بنياد شهيد و گلزارها و مسائل ديگر نظير نظافت گلزارها نهايت تلاش و همكاري با بنياد شهيد داشتند و اميدواريم من بعد هم كسي بيايد كه بتواند آن روحيه را ايجاد كند. 

 

در آخر اين مصاحبه حرفي اگر ناگفته مانده است مي شنويم ....

صحبت خاصي نيست و مجدداً تشكر مي كنم از حضرتعالي و ديگر دست اندر كاران كه اين شرايط را فراهم كرده تا اين مصاحبه شكل گيرد و در رابطه با شهدا گپي بزنيم.

    

نویسنده: کازرون نما
مطالب مرتبط :
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
مجید شیخیان
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۵:۲۴ - ۱۳۹۰/۰۵/۰۳
0
0
بنظرم استفاده از دریای بیکران برکات شهدا اولا توفیق وثانیا لیاقت میخواهدوهرشهیدی پرچمی است برافراشته که میتواند عامل وحدت*برکت*شادابی*محبت*زندگی و حیات برای فرد* خانواده*محله*روستا*شهر*کشور وکل جوامع باشد.تاچه کسی این توفیق را پیدا کند وظرف خود را از باران رحمت شهیدان پر نماید . در شهرستان کازرون و روستاهای اطراف بعضا مشاهده میشود که شهداء هم تحت تاثیر اختلافات محلی و گروهی وشهری و روستایی قرار گرفته وبه فراموشی سپرده میشود وگاها هرکس پول وامکانات دارد ویا موقعیتی ومقامی دارد برای شهید یا شهدای خود تبلیغ کرده واین تاثیر عمیق ومثبت بر جامعه نمی گذارد. پیشنهاد مینمایم ازتمام محلات*روستاها*مراکز آموزشی*مدارس*سازمانهای دولتی*نمایندگانی مورد اعتماد وبا انگیزه ومومن به ارزشهای ایثار وشهادت از طرف منطقه خود انتخاب وهرنماینده مسئول جمع آوری وارتباط با شهدای محله خود باشد وبنیاد شهید هم پشتیبانی های لازم را بنماید ومرکز تجمع وهماهنگی این عزیزان باشد.چون بهترین کسی که میتواند یاد شهید را زنده نگهدارد کسانی هستند که بنحوی با شهید مرتبط وآشنا بوده و خانواده شهید هم بهتر همکاری می نماید.ومنزل شهید کانون تجمع دوستان واهالی محل میشود.هیئتهای محلی -مراکز بسیج-مساجد محل-اصناف وقشرهای مختلف هرکدام میتوانند در این حرکت خداپسندانه سهیم باشند.هریک از مناطق هم توانایی وامکانات لازم را داشته باشند میتوانند سایت یا وبلاگ مخصوص شهدای خود ومحلات نزدیک خود تاسیس و به معرفی شهداء خود بپردازند. انشاء الله موفق باشید .اینجانب آماده تقدیم آثار شهدای هرمنطقه میباشم درصورت نیاز با ایمیل mjsh98@yahoo.com اطلاع دهید.گرامی باد یاد شهیدان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
مخاطبین محترم؛
۱) کازرون نما، معتقد به آزادی بیان و لزوم نظارت مردم بر عملکرد مسئولان است؛ لذا انتشار حداکثری نظرات کاربران روش ماست. پیشاپیش از تحمل مسئولان امر تشکر می کنیم.
۲) طبیعی است، نظراتي كه در نگارش آنها، موازین قانونی، شرعی و اخلاقی رعایت نشده باشد، یا به اختلاف افكني‌هاي‌ قومي پرداخته شده باشد منتشر نخواهد شد. خواهشمندیم در هنگام نام بردن از اشخاص به موازین حقوقی و شرعی آن توجه داشته باشید.
۳) چنانچه با نظری برخورد کردید که در انتشار آن دقت کافی به عمل نیامده، ما را مطلع کنید.
۴) در صورت وارد کردن ایمیل خود، وضعیت انتشار نظر به اطلاع شما خواهد رسید.
۵) اگر قصد پاسخ گویی به نظر کاربری را دارید در بالای کادر مخصوص همان نظر، بر روی کلمه پاسخ کلیک کنید.
مشاركت
آب و هوا و اوقات شرعی کازرون
آب و هوای   
آخرين بروز رساني:-/۰۶/۰۲
وضعيت:
سرعت باد:
رطوبت:%
°
كمينه: °   بیشینه: °
فردا
وضعيت:
كمينه:°
بیشینه:°
کازرون
۱۴۰۰/۰۷/۳۰
اذان صبح
۰۴:۴۹:۲۸
طلوع افتاب
۰۶:۰۹:۱۳
اذان ظهر
۱۱:۴۸:۲۶
غروب آفتاب
۱۷:۲۶:۰۴
اذان مغرب
۱۷:۴۲:۲۰
تازه‌هاي سايت