پایگاه خبری کازرون نیوز | kazeroonnema.ir

کد خبر: ۶۰۵۴
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۱ دی ۱۳۸۹ - ۰۹:۱۹
محمد مهدي اسدزاده


چند سالی است که خشکسالی و کم بارانی چهره بسیاری از شهر و روستاها و مناطق کشورمان را رنگپریده ساخته است.

چند سالی است که کشاورزان و دامداران ما دلشان خوش است به چند بارانی که رحمت بیکران الهی را هرچند کمتر از سالهای قبل بر آنها میبارید و مزارعشان را و بوستانهایشان را لطافت میبخشید.

اما امسال...

همین چند ماه پیش بود که مدیرکل اداره جهاد کشاورزی استان به همراه یکی از معاونین این وزارتخانه به کازرون آمدند. من نیز همچون خبرنگاران با آنها همراه شدم تا یعنی خبر حضورشان در روستاهای کازرون منعکس کنم.

اما به هر جا رفتیم جز خشکی و خشکسالی ندیدیم. چهره انارستان و روستاهای دیگر بخش نودان را خشک خشک دیدیم. روستاهایی که یعنی بخش سردسیر این شهرستان گرمسیر به حساب میآمدند، حالا درختان انار و تاکستانها و باغات انجیرشان و ... همه خشکیده بودند. یکی از این کشاورزان و باغداران به معاون وزیر میگفت تا همین 3 سال پیش من از باغات سالی بیش از 10 میلیون تومان برداشت داشتهام. و حالا فقط ضرر میکنم.

طهماسبی بخشدار وقت نودان نیز میگفت: ما سالیانه بیش از 8هزار تن از این باغات برداشت میکردهایم و حالا...

این خشکسالی فقط در بخش نودان نبود. نگاهی به این طرف شهر هم بیاندازیم. دریاچه پریشان و روستاهایی تابعه آن. بخش جره و بالاده. فقط دیدن دریاچه پریشان و وضعیت اسفناک آن دل هر کسی را به لرزه میاندازند. دریاچهای که تا همین چند سال پیش محل تفریحمان بود و گردشمان. با هم میرفتیم و با قایق بر روی آن میگشتیم. بادی که از میان نیزارهایش میآمد و به صورتمان میخورد در گرمای شدید مرداد و خنکای آن دل ما را با خود میبرد.

ماهیهای بسیارش که با دیدنشان در دوران کودکی بانگ شادی برمیآوردیم. و گمان میکردیم آن وسطهایش چه عمقی دارد و داشت و آرزو داشتیم بزرگ شویم و هر طور شده برویم توی آب دریاچه، آن وسطهایش، در ظهر گرم مرداد و خود را خنک سازیم.

اکنون بزرگ شدهایم. اما چه دیر. توی دریاچه میرویم. نمیدانیم بخندیم یا بگریم. بخندیم از این که رویاهای کودکیهامان را فتح کردیم با قدم گذاشتن درون آن یا بگرییم که آب نیست دیگر تا خود را به آب آن بزنیم. آری دور شد خیلی دور.

اکنون دیگر بر قبر دریاچه نشستهایم و زاری میکنیم. و ما مردمان شهر خیلی شاید نفهمیم که این خشکسالی یعنی چه. اما... اما آن کشاورز و باغدار و ... میفهمد. چه خوب هم میفهمد. آخر همه زندگیاش که چه بگویم همه دار و ندارش. نه نمیتوانم چیزی بگویم که یک روستایی چگونه غصهدار آب است و خشکسالی چگونه دلش را شکسته است.

امسال مهر آمد همچون مرداد گذشت. آبان آمد ولی انگار خبری از خنکای پاییزی نبود. آذر هم گذشت. و دریغ از قطرهای رحمت بیکران الهی که بر این زمینها نشیند. گویی آسمان هم خشکیده است.

آذر که گذشت خرسند امام جمعهمان در خطبههای نمازجمعه مردم را به نماز استسقا دعوت نمود. نمازی برای طلب باران.

برای مردم شهر و دیار ما این کلمهای ناآشنا نیست. هنوز هستند کسانی که نماز باران مرحوم بهجتالعما را در قبله دعا به یاد دارند.

همان نمازی که زیاد پدران و مادرانمان از زبان پدربزرگها و مادربزرگهامان تعریف میکردند.

و ما از آن بهتر خواندهایم. نماز استسقای اماممان شمس الشموس علی بن موسی الرضا(ع)را.

هر چند تبلیغات پیرامون آن مثل همه مراسمها نبود و کور سویی داشت ولی به سرعت همه شهر با خبر شدند که امام جمعه مردم را برای طلب باران به سوی دریاچه خوانده است. دریاچهای که نمود سبزی و آبادانی و خرمی و لطافت و ... این شهر است و اکنون خشکیده است.

روز جمعه مورخ03 /10/ 1389 ساعت 7 صبح

مردم انگار روز عید فطر است. بسیاری ناشتا یا روز از خانههای خود بیرون میشوند. هر کس وسیله دارد به سوی دریاچه حرکت میکند و هر کس ندارد به سوی مساجد. آخر قرار است اتوبوسهای خط واحد از ابتدای صبح برای بردن مردم به دریاچه از مبدا مساجد به حرکت درآیند.

هنوز ساعت 8 نشده است که به دریاچه میرسیم.

از دور که دریاچه را میبینم آه بیشتری از دلم زبانه میکشد. وقتی به جایگاه قایقها میرسم که اکنون خشکیده است نالهام میشود آتش زیر خاکستر.

از بالای همان سکو به دریاچه مینگرم. به قولی دوستی میگفت: انگار وارد جاده اروندکنار شدهایم با این تفاوت که آن جا بعد از مقداری به آب اروندرود میرسی و این جا هر چه میروی بر خشکی زمین افزوده میشود. آن جا زمینش اندکی رطوبت دارد و این جا خشک خشک. آن جا نخلهایی میبینی که کنارشان نی سبز شده این جا جز نیهایی که از جدایی آن قدر شکایت کردهاند که آتش دلشان برخاسته است نمیبینی.

و مردم را میبینم که از میان نیزارهای خشکیده و زمین تفتیده دریاچه راه پیدا میکنند. و آن وسطها که جمعیتی نشسته بر خاک و امام جمعه بر منبری مردم را به چگونگی و کیفیت نماز ارشاد مینماید. و بچهها که در میان نیزارها بازی میکنند و دنبال هم میدوند و نمیدانند که برای چه آمدند و این جا کجاست و هر از چندی نق یا گریه یکیشان بلند میشود که شاید زمین خورده یا نیای از سر درد بر او خشم گرفته و یا....

از میان نیزارها راهم را مییابم و در زمین دریاچه میان جمعیت مینشینم. روستاییان دل شهریها را هم به درد میآورند و گاه بغض آنها را در هم میشکست و بر حلقه چشمانشان اشکی مینشست.

این جا بود که از این و آن شنیدم که میگفتند عدهای بسیار در کنار مساجد ایستادهاند و به  اتوبوسهای خط واحد نرسیدهاند.

صدای برخاستن برای اقامه نماز. و همه برخاستند. عجب شکوهی بود.

و نماز اقامه شد. و قنوتشان را خواندند با نالههایی که شاید در دل داشتند: »الهم اسقنا الغیث و انشر علینا رحمتک بغیثک المغدق من السحاب المنساق لنبات ارضک المونق .....سحابا هنیئا مریئا متراکما«.

و نماز که تمام شد امام جمعه برخاست و ادامه داد که از خدا بخواهید و او را به تکبیر و تهلیل و تسبیح و تحمیدش کنید.

و خود آغازید تکبیرش را به 100مرتبه و همچنین تسبیح و تهلیل و تحمیدش را.

و وقتی مردم با دستهای بلند بر آستان کبریایی حق همراه با امام جمعه زمزمه میکردند، دلهای بیش از پیش لرزه داشت و صداها نشان از نیاز آنها بود.

در این میان روستاییان را میدیدم که چشمانشان بر آسمان خیره مانده بود و گاه قطرات اشکی که بر گونهشان میلغزید.

و مردم خدا را قسم دادند و ....

در پایان، بخرد مسئول سازمان اتوبوسرانی شهرستان گفت: متاسفانه به دلیل کمبود زمان و اتوبوس بسیاری از همشهریان نتوانستند در این مراسم شرکت کنند.

هرچند خرسند در پایان از مردم دعوت نمود تا در صورتی که در طول این هفته باران رحمت الهی باریدن نگرفت، جمعه آینده بار دیگر نماز استسقا را در گلزار شهدا برگزار میکنیم و خدا را به شهدا قسم خواهیم داد.

لازم به ذکر است که در بعضی از روستاها نیز که نتوانستند در دریاچه حضور یابند، نماز استسقا برگزار شد

نویسنده: محمد مهدي اسدزاده
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۱
طلبه کازرونی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۰۹ - ۱۳۹۱/۰۱/۱۷
0
1
به جای نماز بروند و ...هایشان را جبران کنند.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
مخاطبین محترم؛
۱) کازرون نما، معتقد به آزادی بیان و لزوم نظارت مردم بر عملکرد مسئولان است؛ لذا انتشار حداکثری نظرات کاربران روش ماست. پیشاپیش از تحمل مسئولان امر تشکر می کنیم.
۲) طبیعی است، نظراتي كه در نگارش آنها، موازین قانونی، شرعی و اخلاقی رعایت نشده باشد، یا به اختلاف افكني‌هاي‌ قومي پرداخته شده باشد منتشر نخواهد شد. خواهشمندیم در هنگام نام بردن از اشخاص به موازین حقوقی و شرعی آن توجه داشته باشید.
۳) چنانچه با نظری برخورد کردید که در انتشار آن دقت کافی به عمل نیامده، ما را مطلع کنید.
۴) در صورت وارد کردن ایمیل خود، وضعیت انتشار نظر به اطلاع شما خواهد رسید.
۵) اگر قصد پاسخ گویی به نظر کاربری را دارید در بالای کادر مخصوص همان نظر، بر روی کلمه پاسخ کلیک کنید.
مشاركت
آب و هوا و اوقات شرعی کازرون
آب و هوای کازرون  
آخرين بروز رساني:۱۳۹۸/۰۴/۲۵
وضعيت:صاف
سرعت باد:۱۳ km/h
رطوبت:۱۰%
۳۸°
كمينه: ۲۷°   بیشینه: ۳۸°
فردا
وضعيت:آفتابي
كمينه:۲۷°
بیشینه:۲۷°
کازرون
۱۳۹۸/۰۴/۲۵
اذان صبح
۰۴:۴۰:۳۳
طلوع افتاب
۰۶:۱۳:۳۸
اذان ظهر
۱۳:۰۹:۵۷
غروب آفتاب
۲۰:۰۴:۴۹
اذان مغرب
۲۰:۲۲:۳۷