چوب حراج بر هویت معماری-تاریخی کازرون در سکوت مسئولین
گویند روزی مال باخته ای گریان و نالان به نزد کریم خان زند رفت، وکیل الرعایا اورا گفت چگونه مالت را بردند، گفت خواب ماندم، کریم خان به او گفت مردک تو که این همه مال با خود داشتی چرا خواب ماندی، پاسخ داد گمان کردم که وکیل الرعایا بیدار است، کریم خان از این پاسخ سخت خجل گشت و امر نمود که برابر مالش را به او برگردانند..... این حکایت عبرت انگیز که به لحاظ زمانی نیز چندان از زمانه معاصر ما دور نیست بسیار آشنا و درخور حال و روز شهر تاریخی ماست. شهری که قدمتش به دو هزاره ی قبل می رسد امروز متاسفانه کمتر نشانی از یک شهر تاریخی درون بافت و پیکره ی خود دارد.

بی شک ما بدنبال داشتن عمارتی با پانصد سال قدمت یا بیشتر از آن در این شهر نیستیم لیکن بسیار معقولانه و منطقی ست که امروز در درون بافت شهری که ادعای تاریخی بودن دارد ساختمان هایی را بیابیم که از سبک معماری و شاخصه های آب و هوایی کازرون، لا اقل در دو قرن گذشته حکایت داشته باشد، اما متاسفانه همین مقدار هم امروز برای کازرون حکم کیمیا را یافته است. این درحالیست که شهری مانند کاشان امروز باید عروس شهر خانه های قدیمی ایران باشد و نزدیک به پنجاه بنای قدیمی را به بهترین شکل ممکن در درون خود احیا نموده باشد و از برکت آن گردشگری را بسیار رونق بخشیده باشد. 

سخن در این باره، پیش از این بسیار گفته و بارها نوشته ام اما چون همیشه گوش شنوایی نبوده است در اینجا روی خطابم نخست به متولیان میراث فرهنگی و در کنار آن به اعضای محترم شورای شهر است که تا بیش از این دیر نشده با شناسایی ابنیه تاریخی که خوشبختانه هنوز از گزند و آسیب در امان مانده اند و پيش بيني ساز وکارهای قانونی برای ثبت ملی این بناها زمینه نگهداری آنها را فراهم آورند و دست سودجویان را که بدون توجه به ارزش تاربخی بناها فقط به سود وثروت اندوزی شخصی می اندیشند کوتاه نماید.

این یک مطالبه و خواست عمومی شهروندان است و جدای از حق و حقوقی که مالکان و وراث این بناهادارند مطرح می باشد در واقع ما شهروندان این حق را برای کازرون قائلیم که از داشتن نمادهای هویت معماری اصیل خود تهی نگردد و در این راه چشم امیدمان به منتخبین شورا ست که همگی با رای تک تک ما بر مسند شورا تکیه زده اند و قطعا می بایست از کیان و هویت فرهنگی شهر دفاع نمایند 

در این زمینه تعامل و هماهنگی میان کارشناسان میراث فرهنگی و کمیسیون فرهنگی شورا لازم و ضروری می نماید و در گام نخست پیشنهاد می گردد تيمی کارشناسی تشکیل و به شناسایی چنین خانه هایی در بافت قدیمی شهر مبادرت ورزد. قطعا در این راه می توان بر روی توانمندی فعالان اجتماعی شهرستان به عنوان ضلع سوم این مثلث کارشناسی حساب ویژه ای باز کنند.

نویسنده: محمودرضا پولادی