ما می‌توانیم

 در طول تاریخ انسان، این اشرف مخلوقات توانسته است بر بسیاری از مشکلات با عقل و تدبیر فائق آید.

توانسته است با استفاده از علم و تجربه به جنگ نارسایی‌ها و ناکامی‌ها برود و با توکل به پروردگار و با ایمان و تلاش و با نیروی اهورایی بدی‌ها را کنار بزند.

اما بایستی به خاطر داشت که برای به مقصد و مقصود رسیدن باید از راهی رفت که مسیری سهل و آسان و بدون خطر باشد!

این مقدمه را عرض کردم تا خاطر عزیز شما هم‌شهریان گرامی و فهیم را به این نکته جلب کنم که در مبارزه با ویروس کرونا و این بیماری خطرناک مهم‌ترین مسئله حفظ خونسردی و گوش دادن به دستورات متخصصان امر و مسوولان بهداشت و درمان و سلامتی است.

هرگز نباید یاس و ناامیدی را به جامعه تزریق کرد... نباید دچار استرس و نگرانی و دلهره شد، بلکه بایستی با نیرویی مضاعف و همتی بلند و با توجه به توصیه‌های پزشکی و سلامتی و اجرای راهکارهای پیش‌گیری به جنگ این دشمن خطرناک سلامتی رفت...جای نگرانی هست اما باید خونسرد بود و توجه کرد تا آسیب نبینیم، تا دچار بیماری نشویم با رعایت بهداشت شخصی و عمومی! باید به جای ترس انداختن در دل مردم از همه بخواهیم که فقط مراقب باشند و رعایت کنند و احتیاط و این بیماری را جدی بگیرند تا موفق شویم! البته فراموش نباید کرد که پیروزی زمانی حاصل می‌شود که همه با هم و مصمم تمامی موارد تذکر داده شده را رعایت کنیم!

امروز در سطح شهر به مواردی بر می‌خوریم که گفتن و نوشتن از آن جز باعث رنجش خاطر چیزی دیگر را در بر ندارد!

حیرت‌ انگیز است...

وقتی که این چند روز  اخیر به شلوغی و تردد خودروها در سطح شهر می‌نگریم! وقتی که بسیاری از شهروندان بدون ماسک و بدون دست‌کش در رفت و آمد و بگو‌ و بشنو هستند! وقتی در خیابان و کوچه و بازار آشغال‌های غیر بهداشتی، دست‌کش استفاده شده، دستمال کاغدی مصرف شده روی زمین رها شده و به وسیله‌ی لگد خوردن و با باد به این سمت و آن سمت سطح شهر در حرکت است را مشاهده می‌کنیم! این رفتارهای ناشیانه و به دور از اخلاق و در کمال نامهربانی هم چهره‌ی زشتی به شهر عزیزمان می‌دهد و هم بیماری را هر چه سریع‌تر انتشار می‌دهد!

جای تعجب است... 

وقتی که برخی زباله گردها پلاستیک‌های آَشغالی کنار در ِ منازل را برای دستیابی به مواد بازیافتی پاره کرده و موجب زشت کردن چهره‌ی کوچه و بر هم زدن نظم و آرامش و کمک کردن به منتشر شدن ویروس خطرناک کرونا که ممکن است آلوده به بعضی از آشغال‌ها باشد می‌شوند! به راستی پاکبانان عزیزمان چه گناهی مرتکب شده‌اند که باید جان خود و فرزندان‌شان را برای جمع‌آوری زباله‌های خودساخته‌ی ما به خطر بیندازند؟! مگر این‌قشر زحمت‌کش هم‌نوع و هم‌شهری ما نیستند؟! مگر خون ما رنگین‌تر از آن‌هاست؛ اگر بعضی‌ها نگویند وظیفه دارند و وظیفه دارید! پس وظیفه‌ی ما و شما در حفظ زیبایی و رعایت بهداشت و حقوق دیگر شهروندان چه می‌شود؟! وظیفه‌ی ما در مقابل آن‌هایی که از صبح تا شب و سحر مشغول جمع‌آوری زباله‌ و آشغال‌های ریخته‌ی شده‌ی ما هستند چه‌ می‌شود؟ و چرا رعایت نمی‌کنیم... مگر نمی‌گوییم شهر ما خانه‌ی ماست!

دل آدم می‌گیرد وقتی که می‌بینیم حافظان سلامت و پزشکان و پرستاران و دست‌اندرکاران حوزه‌ی بهداشت و درمان دارند خون دل می‌خورند و بدخوابی می‌کشند و در دلهره و اصطراب به سر می‌برند تا با این بیماری مهلک مبارزه کنند و سلامتی افراد بیمار و مبتلا که تست آن‌ها مثبت اعلام شده را برگردانند اما بعضی از ما رعایت مسائل بهداشتی را نمی‌کنیم!

بسار تعجب آور است که....

وقتی شاهد عطسه و سرفه کردن برخی از شهروندان در فضای عمومی و اماکن شلوغ هستیم و زمان تذکر دادن با تمسخر آنان روبرو می‌شویم! بسیاری از شهروندان دل‌سوز و آگاه تذکر داده‌اند و خواسته‌اند که بنویسیم و بگوییم و هشدار بدهیم تا بعضی‌ها بیش‌تر رعایت کنند و حقوق دیگران را تضییع نکنند! بارها عرض کردم و سایر دوستان با ذوق و اهل قلم و فرهیخته نیز اشاره کرده‌اند که ما کازرونی‌ها از با فرهنگ‌ترین مردم دنیا هستیم...

چون در مهد علم و ادب و فرهنگ و اخلاق بزرگ شده‌ایم...

چون از روابط اجتماعی خوب و والایی برخوردار هستیم...

چون آموزه‌های دینی و اخلاقی را خوب فرا گرفته‌ایم!

پس باید و باید این روزها بیش‌تر به کار ببندیم!

چون ما می‌توانیم!


نویسنده: بهادر ریاضی